پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

مقدمه 13

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

است و نامداران بزرگ تفكّر عربى در طى تاريخ تقريبا همه مسلمان‌اند . در اينجا نيز گسيختگى اساسى در ميان بود . پل نويا مىكوشيد تا از طريق عرفان بر آن فائق آيد . با اعتقاد مسيحى « از بالا » به استقبال اسلام مىرفت ، آنجا كه بيرون از اختلافات اعتقادى و آيينى ، دو دين به يكديگر نزديك مىشوند و در يك راه طلب واحد براى وصول به خدا ، حق يگانه ، به زبان مشتركى سخن مىگويند . در اين مرتبه از خداجويى ، او نيز مىتوانست ، اگر بتوان گفت ، اسلام را از خود بداند و يكپارچگى از دست دادهء خود را از نو بسازد . پل نويا نا بهنگام در گذشت و در سالهاى آخر عمر خود به سبب ضعف سلامت قادر نبود كه به طور عادى كار كند ، از اين رو بى گمان نتوانست به عنوان دانشمند همهء قابليّت خود را نشان دهد . مىتوان گفت كه او از ابتداى دومين زندگى شغلى خود كه چهار سال پيش ( 1976 ) با انتخابش در بخش علوم دينى مدرسهء مطالعات عالى آغاز شد ، ديگر رخت از اين جهان بربسته بود . انتخاب نويا براى ادارهء عرفان اسلامى تقريبا طبيعى بود . اين انتخاب نتيجهء منطقى زندگى علميى بود كه درست از بخش علوم دينى و با هدايت دو تن از بزرگترين استادان فرانسوى در اين رشته ، يكى ماسينيون و ديگرى هانرى كربن ، آغاز شده بود . در حقيقت ، نويا شاگرد بخش علوم دينى بود و با گذراندن رساله‌اى دربارهء زندگى و آثار ابن عبّاد رندى صوفى اندلسى ، كه در سال 1953 با ماسينيون آغاز شد و در 1956 با كربن پايان يافت ، درجهء ديپلم گرفت . طبيعى بود كه او در وقت مقتضى و با تأييد قابليت علمىاش به جانشينى استادان خود انتخاب شود و به سنّت آموزشيى كه از مدّتها پيش شهرت بخش علوم دينى ما در زمينهء اسلام شناسى را فراهم كرده‌بود مداومت دهد . آنچه در آثار علمى نويا جلب توجّه مىكند استمرار و انسجام است . نويا از نخستين تحقيق خود دربارهء اين عبّاد ( 1956 ) ، موادّ دو كتاب را استخراج مىكند : يكى دربارهء زندگى و آثار اين نويسنده ( 1961 ) و ديگرى تصحيح انتقادى بخشى از رسائل الصّغراى او ( 1957 ، چاپ جديد در 1974 ) . مطالعه دربارهء ابن عبّاد او را به مطالعه دربارهء ابن عطاء اللّه اسكندرانى ، نويسندهء مشهور حكم ، رهنمون مىشود ، كه همين ابن عبّاد آن را شرح كرده است ، و نيز به مطالعه دربارهء مكتب عرفانى شاذليّه در تمامى آن ، كه اين دو شيخ وابسته به آن بوده‌اند . از اين رو به تصحيح و ترجمهء همراه با شرح اين حكم مىپردازد و مقدمه‌اى دربارهء ظهور فرقهء شاذليّه بر آن مىنويسد كه رسالهء تكميلى او براى اخذ درجهء دكترى ادبيات ( منتشر در 1976 ) محسوب مىشود . ترجمه و شرح حكم نيز او را به تفحّص دربارهء اصطلاحات صوفيّه و منشأ و تحوّل آن سوق مىدهد كه قبلا موضوع يكى از كتابهاى اساسى ماسينيون به نام تحقيق در